اختلالات تغذیه در دوران نوجوانی

موضوع تغذیه در هر دوره ای از زندگی موضوع بسیار مهمی است. تغذیه در دوران نوجوانی هم با توجه به هم زمانی با دوران بلوغ اهمیت ویژه ای دارد و بسیاری از نوجوانان، با توجه به تغییر و تحولات فیزیکی که برایشان اتفاق می افتد، با مشکلات تغذیه ای هم مواجه می شوند که گاهی موجبات نگرانی والدین را هم فراهم میکند.

0

بسیاری افراد در دوران نوجوانی ، با توجه به تغییر و تحولات فیزیکی که برایشان اتفاق می افتد، با مشکلات تغذیه ای هم مواجه می شوند که گاهی موجبات نگرانی والدین را هم فراهم میکند. این مشکلات در بعضی موارد شامل پرخوری و توجه بیش از حد به خوردن غذا می شود و گاهی هم به صورت کم خوردن و بی توجهی به برخوردار شدن از مواد غذایی مفید و ضروری برای بدن خواهد بود.

اما وقتی نوجوانان چنین رفتاری داشته باشند و دچار اختلالات غذایی مانند پرخوری یا کم خوری باشند، والدین باید چگونه با آن ها رفتار کنند تا آسیب کمتری متوجه آنها شود؟ در این خصوص با دکتر «سارا ساعدی»، ، متخصص روان شناسی سلامت گفت و گوی انجام شده که رونوشتی از آن را در وبسایت هربالیا برای شما آماده کرده ایم.

 

ترسهای اولیه در نوجوانی

با توجه به اینکه نوجوانان همیشه نگران وضع ظاهر خود هستند، می توان گفت این ترس به یکی از مهم ترین ترس های های دوران نوجوانی تبدیل شده است؛ زیرا ترس از ارزیابی منفی یکی از مشکلات اصلی نوجوانان محسوب می شود.

در دوران نوجوانی، یکی از جنبه های مهم شکل دهنده هویت و عزت نفس افراد، ظاهر جسمانی و تصویر فیزیکی است. در این خصوص پژوهشگران عقیده دارند تغییرات جسمی، شناختی و اجتماعی ایجاد شده در این دوران، نگرانی درباره جذابیت جسمانی و نداشتن اطمینان به ارتباطات اجتماعی باعث می شود نوجوان به شدت نگران چگونگی ارزیابی اطرافیان از وضعیت جسمانی خود باشد.

در این میان عوامل متعددی مانند ارزش های اجتماعی- فرهنگی، مقایسه های اجتماعی، تاکید جامعه بر جذابیت ظاهری و تجارب منفی در تعامل با همسالان، این نگرانی ها را تشدید کرده و به تداوم آن کمک میکنند.

 

اختلالات ذهنی در دوران نوجوانی

گاهی تداوم یافتن این ترس ها، نه تنها منجربه اضطراب اجتماعی و افسردگی می شود، بلکه باعث اختلالات خوردن در نوجوانان می شود. جدی ترین اختلال خوردن، بی اشتهایی عصبی یا «آنورکسیا Anorexia »است. در این اختلال که معمولا در نوجوانان ۱۴ تا ۱۸ ساله به علت ترس های وسواسی نابجا از چاق شدن به وجود می آید، نوجوان دچار مشکلات اساسی درخصوص خوردن غذا می شود.

بی اشتهایی عصبی نوعی خودآزاری برای کاهش وزن بیش از حد محسوب می شود. وقتی شخص دچار چنین اختلالی می شود، با وجود اینکه وزن بسیار مطلوبی دارد، باز هم به خاطر تمایل بی وقفه برای لاغری، مصرف غذای خود را محدود می کند تا لاغر و لاغرتر شود؛ البته بعضی از این افراد قادر به کنترل و محدود کردن غذاخوردن خود نیستند و پس از موقعیت های غیرقابل کنترل، دوره های پرخوری را از سر می گذرانند که به اصطلاح به آنها پراشتهایی عصبیی یا «بولیما bulimia» گفته میشود و معمولا هم بعد از این پرخوری ها، از ترس چاق شدن و برای کاهش وزن از داروهایی استفاده می کنند یا دست به استفراغ عمدی بلافاصله بعد از خوردن غذا می زنند. گاهی هم سعی میکنند با انجام برنامه های سنگین ورزشی مانند دوچرخه سواری ، دویدن و … پرخوری های خود را جبران کنند تا دچار اضافه وزن نشوند.

 

تغذیه نوجوانان در دوران نوجوانی

بروز اختلالات جسم و ذهن

این کاهش وزن به مرور زمان، به جای تعدیل تصویر فیزیکی در ذهن نوجوان و افزایش عزت نفس، باعث به خطر افتادن سلامت روانی و جسمی او میشود و نه تنها او را مضطرب، تحریک پذیر یا منزوی از اجتماع میکند، بلکه با ضعف و سرگیجه، کم خونی، کم خوابی، افت فشارخون، کاهش ضربان قلب، خشک شدن پوست بدن، ورم مفاصل، استئوپروز (پوکی استخوان)، ریزش موها، یبوست، پوسیدگی دندان و زخم دهان، درد شکم، پارگی معده یا مری، قطع قاعدگی یا گاهی مرگ، مواجه می کند.

آنچه بی اشتهایی و پراشتهایی روانی را به هم بیشتر مربوط میکند، نگرانی های افراطی کاملا خاص درباره چگونگی زیبایی اندام و میزان وزن است. بیمارانی که از چنین اختلالی رنج می برند، اهمیت با ارزش خود را تقریبا به طور کامل برحسب شکل و اندام و وزن خود، مورد قضاوت قرار میدهند؛ درنتیجه گرفتار افکاری درباره هیکل و وزن خود می شوند و با جدیت تمام، از اضافه شدن وزن خود یا چاقی اجتناب می ورزند و بسیاری از آنها هم دست به هر تلاشی می زنند تا لاغر بشوند.

 

نوجوانان مبتلا به اختلالات در خوردن معمولا به واسطه ساختار و روابط خانوادگی به نوعی دچار تعارض هستند؛ در حالی که بیماران مبتلا به پرخوری روانی، خانواده هایی با سطوح بالاتری از آشفتگی و انزوا دارند و از میزان پایین تری از حمایت، همدلی و انعطاف پذیری برخوردارند که از نظر عاطفی هم برای نوجوان غیرقابل دسترس به نظر می رسند.

 

خانواده بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی اغلب بیش از حد منسجم، حمایت و کنترل کننده هستند؛ به علاوه اینکه در این خانواده ها، استرس و کشمکش بیشتر هنگام صرف غذا، استفاده از غذا به عنوان وسیله ای برای تنبیه یا اعمال نفوذ، کمال گرایی افراطی و تاکید بیش از اندازه بر لاغری و ظاهر جسمانی خوب دیده می شود که همگی میتوانند در تصویر فیزیکی و ارزیابی منفی نوجوانان از خود تاثیر بسزایی داشته باشد. در این هنگام، والدین پرتوقع، حمایتگر یا غیرقابل دسترس، هرکدام به نوبه خود در هویت یابی نوجوان و کسب مقبولیت اجتماعی از طرق مختلف، به ویژه از طریق مهار خوردن و هماهنگی با ارزش های اجتماعی معیوب و مبتنی بر مدگرایی تاثیرگذار هستند.

 

تغذیه در دوران نوجوانی

درمان پرخوری و یا بی اشتهایی در نوجوانان

در بسیاری از موارد برای درمان اختلالات پرخوری حتما باید به پزشک مراجعه شود. درمانگران کودک و نوجوان حتما هنگام درمان اختلال خوردن، ساختار خانواده را بررسی و به اصلاح و تغییر روابط خانوادگی مشکل دار به عنوان یکی از علل ایجاد یا تکرار این اختلال در نوجوانان می پردازند.

آنها می توانند در خانواده درمانی، علاوه بر آگاه سازی والدین نسبت به نشانه ها و علائم اختلالات خوردن، درخصوص رفتارهای مطلوب والدین مانند پذیرش فرزند نوجوان خود بدون قید و شرط، تحسین او فقط براساس ویژگیهای شخصیتی خودش و نه براساس ویژگی های جسمانی مانند زیبایی ظاهری، ترغیب فرزندشان به تغذیه سالم و اجتناب از هرگونه فشار در زمینه عادات تغذیه ای نوجوان، ارتقای حس استقلال از طریق دخیل کردن نوجوان در تصمیم گیری و انتخاب نوع غذا و … آگاهی های لازم را در خصوص پیشگیری یا تسریع در فرایند درمان انجام دهند.

همچنین پیشنهاد می شود در کنار خانواده درمانی، آموزش مهارتهای زندگی و درمان شناختی رفتاری هم برای نوجوان مبتلا به اختلال خوردن انجام شود.

مهارت خودآگاهی به عنوان اولین و زیربنایی ترین مهارت ها از سری مهارت های دهگانه زندگی است که به آگاهی افراد نسبت به ویژگی های صفات، رفتارها، عقاید، باورها، توانایی ها و استعدادهای خودآگاه او اشاره دارد.

کسب مهارت خودآگاهی، خود، عاملی است که موجب می شود افکار نوجوان به توانمندی ها و نقاط مثبتش معطوف شود و به این ترتیب او بتواند خود را با ارزش بداند. علاوه بر این، نوجوان باید قادر باشد به طور واقع بینانه، محدودیتها، کاستیها و ناتوانایی های خود را ببیند و آنها را به عنوان قسمتی از خود بپذیرد و از وجود آنها شرمنده نباشد. در واقع اینگونه شناخت می تواند باعث کنترل هیجانی شده و به کشف پاسخی مناسب به تمایل نوجوان برای لاغری بیش از اندازه برسد.

 

تغذیه نوجوان

افزایش شناخت و آگاهی در نوجوانان

شناسایی افکار و احساسات مسئله ساز، ناکارآمد و محرک این اختلال مانند: «برای اینکه فردی موفق، جذاب و خوشبخت باشم، باید لاغر باشم» یا «باید از چاقی بپرهیزم، چون چاقی یعنی ناموفق بودن یا غیرجذاب بودن و بدبخت بودن» و اصلاح آن ها از طریق بازسازی شناختی، آموزش بیمار درخصوص وزن متوسط موردانتظار برای سن و قد او و تنظیم آن، آموزش در خصوص پیامدهای جسمی کم خوری و پرخوری حریصانه، استفراغ خودخواسته و استعمال نادرست از ملین ها، آموزش در مورد آثار ناگوار رژیم غذایی، تجویز الگوی منظم غذایی و حذف رژیم غذایی و یادآوری این موضوع که پرهیز به پرخوری حریصانه میدان می دهد و ارائه تکنیک های کنترل محرک که در درمان چاقی کاربرد دارند، می تواند به درمان این اختلال کمک کند.

نوجوان باید بداند هنگام غذاخوردن نباید به هیچ کار دیگری پرداخت و محدود کردن مواد غذایی موجود روی میز هنگام غذا هم روش مناسبی برای تغذیه است.

رفتارهای جایگزین در برابر وسوسه های خوردن یا استفراغ، آموزش حل مسئله در برخورد با ادراک نادرست و تحقیر تصویر فیزیکی از طریق رویارویی با وضعیت بدن با نگاه کردن خود در آینه، استفاده از استخرهای سرپوشیده و سونا و شرکت در کلاسهای ایروبیک، همه از فعالیت های شناختی رفتاری هستند که میتوانند به مرور زمان نگرانی های افراطی یا ترس از فربهی را در نوجوان کاهش داده و اعتماد به نفس و حرمت نفس آنها را ارتقا بخشند.

 

منبع: گردآوری اختصاصی توسط وبسایت هربالیا

شاید این مطالب نیز مورد علاقه شما باشد

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.